یادی از مرتضی روحانی، نقاش و خوش نویس مشهدی | میزبان ایده های رنگارنگ

  • کد خبر: ۴۴۶۲۸۷
  • ۲۸ شهريور ۱۴۰۵ - ۱۰:۱۸
یادی از مرتضی روحانی، نقاش و خوش نویس مشهدی | میزبان ایده های رنگارنگ
یادی از مرتضی روحانی، نقاش و خوش نویس جریان ساز مشهدی هم زمان با سالروز درگذشتش

مریم شیعه | شهرآرانیوز؛ مرتضی روحانی مغازه اش درست روبه روی بیمارستان شاهین فر بود. او عصر‌ها همانجا می‌ماند. توی مغازه تابلو‌های نیمه تمام به دیوار تکیه داده‌اند. قلم‌ها روی میز افتاده‌اند و بوی رنگ در فضای محدود مغازه مانده است. نخستین مهمان از راه می‌رسد، بعد نفر دوم و سوم. نقاش ها، خوش نویس‌ها و گاهی اهل موسیقی، یک به یک وارد می‌شوند.

بعضی اثری زیر بغل دارند و بعضی فقط برای دیدن، شنیدن و حرف زدن آمده‌اند. مرتضی میانشان می‌گردد، گوش می‌دهد و در مغازه را برای نفر بعدی باز می‌گذارد. این جمع در آغاز برنامه و تشریفات مشخصی ندارند. گفت‌و‌گو گاهی از یک تابلو شروع می‌شود، به ترکیب رنگ می‌رسد و بعد به مکتب‌ها و شیوه‌های هنری کشیده می‌شود. 

یکی از نقاشی تازه اش دفاع می‌کند و دیگری بی تعارف از ضعف آن می‌گوید. محمود موحد، که بعد‌ها به هنر آوانگارد گرایش پیدا می‌کند، همان اندازه مجال تجربه دارد که اتحاد جوادیان با نگاه سنتی و نگارگرانه اش. شاگردان از یک در وارد می‌شوند، اما قرار نیست از یک راه بیرون بروند.

جمع‌های عصرگاهی به تدریج سامان پیدا می‌کند. یک روز هفته، مغازه از عصر تا صبح روز بعد در اختیار هنرمندان است. گاهی مرحوم ترمه چی، صادق پور و محمود موحد به آنجا می‌آیند و گاهی خوش نویسانی مانند حبشی زاده به جمع اضافه می‌شوند. در دهه ۶۰، هنگامی که بمباران نیرو‌های بعثی گروهی از هنرمندان را به مشهد می‌کشاند، مهمانان تازه‌ای نیز وارد این پاتوق می‌شوند. معین الکتاب که از اصفهان آمده است، همین جا خط می‌نویسد و درباره شیوه‌های خوش نویسی گفت‌و‌گو می‌کند.

هنرمندانی که از تهران به مشهد آمده‌اند نیز سراغ این نشانی کوچک را می‌گیرند. مغازه مرتضی آرام آرام پاتوق می‌شود. اینجا هم کارگاه است، هم کلاس، هم نمایشگاه و هم جای نقد. بحث‌هایی که در دهه ۶۰ بیشتر به شناخت مکتب‌های هنری کمک می‌کنند، در دهه ۷۰ به انتقال تجربه می‌رسند. گاهی نیز دیوار‌های مغازه کنار می‌روند و جمع به دل طبیعت سفر می‌کند؛ به مسیر مشهد تا سرخس، کنار رباط‌ها و کاروان سراها. هرکس گوشه‌ای می‌نشیند و آنچه را می‌بیند روی کاغذ می‌آورد.

یادی از مرتضی روحانی، نقاش و خوش نویس مشهدی | میزبان ایده های رنگارنگ

یادی از مرتضی روحانی، نقاش و خوش نویس مشهدی | میزبان ایده های رنگارنگ

از پتک تا قلم

سال ۱۳۵۶ است. راهپیمایی‌ها در مشهد گسترش پیدا کرده‌اند و مرتضی همراه ترمه چی و محمود موحد در فضایی دور از چشم مأموران، روی تصویری بزرگ کار می‌کند. ساواک پیش‌تر بار‌ها مغازه را بازرسی کرده است. نقاشی‌های این جمع از فقر، ظلم و بی عدالتی حرف می‌زنند و یکی از آثار، ملت ایران را در حال گدایی از آمریکا نشان می‌دهد.

مأموران به فعالیتشان شک دارند، اما مدرکی پیدا نمی‌کنند. تابلوی بزرگ سرانجام آماده می‌شود؛ تصویری از امام خمینی (ره). مردم آن را روی گاری می‌گذارند و پیشاپیش جمعیت حرکت می‌دهند. مأموران می‌کوشند تابلو را از دست مردم بقاپند، اما موفق نمی‌شوند.

مرتضی در خانه‌ای بزرگ شده است که دیوار اتاق هایش با تابلوخط‌های پدر پوشیده شده‌اند. پدر شعر‌های حافظ، فردوسی، مولوی و خیام را خوش می‌نویسد. مرتضی هفت، هشت ساله است که نخستین تابلوخطش را قلم می‌زند و از پدر مرکب و قلم تراش هدیه می‌گیرد. مدتی در آهنگری، روزی هشت، نه ساعت سرپا می‌ایستد و پتک می‌زند.

بعد به کارگاه قالی بافی می‌رود؛ جایی تاریک و دخمه مانند که کارگران هنگام بیرون آمدن باید چند دقیقه صبر کنند تا چشمشان به نور عادت کند. رنگرزی را تجربه می‌کند و سرانجام شاگرد یک مغازه تابلوسازی می‌شود. روزی استاد آسایی نوشته هایش را می‌بیند و از او می‌خواهد همان شعر را دوباره در حضورش بنویسد. مرتضی قلم و دوات را برمی دارد و امتحانش را پس می‌دهد. یک سال نزد او نقاشی و تابلوخط می‌آموزد و سپس برای تکمیل خوش نویسی به تهران می‌رود و در کلاس حسن زرین خط می‌نشیند.

دری که باز ماند

مرتضی روحانی مشهدی نقاش، خوش نویس و تابلوساز پیشکسوتی بود که سال ۱۳۱۸ در یکی از محله‌های قدیمی مشهد به دنیا آمد. او آموزش رسمی هنر را با شاگردی استاد آسایی و سپس حسن زرین خط آغاز کرد، اما بخش مهمی از تجربه اش را از مشاهده، کار و رفت وآمد با هنرمندان به دست آورد. رنگ گذاری نقاشان روس بر آثارش تأثیر گذاشت و از خالقیان، هنرمند ارمنی که روی شیشه کار می‌کرد هم چیز‌های بسیاری آموخت.

روحانی مشهدی با آبرنگ، رنگ روغن و اکریلیک کار می‌کرد، اما فعالیتش به نقاشی محدود نماند. درشت نویسی یکی از توانایی‌های شاخص او بود و کتیبه‌های متعددی برای مسجدها، امامزاده‌ها و مکان‌های مذهبی نوشت. در سال‌های همکاری با بخش کاشی سنتی آستان قدس رضوی، طرح‌هایی آفرید که در اماکن مذهبی به کار رفتند.

محمود موحد، شاگرد او، نشان آستان قدس رضوی را طراحی کرد و عبارت «آستان قدس رضوی» در زیر آن با خط روحانی مشهدی نوشته شد. او هنرمند شناخته شده شهر بود. در فضای آتلیه اش، ساعت‌ها از هنرمندان میزبانی و مسیر رشد شخصی شان را باز می‌کرد.

سال‌های پایانی زندگی اش با بیماری همراه شد. با وجود کاهش توان جسمی، نقاشی و خوش نویسی را کنار نگذاشت؛ حتی هنگامی که دست راستش توان سابق را نداشت، با دست چپ کار می‌کرد. امیرحسن، فرزندش که در تهیه برنامه‌های رادیویی فعالیت داشت، همراه دوستان پدر برای برگزاری نکوداشتی در پاییز ۱۴۰۳ برنامه ریزی کرد.

خود او اصرار داشت برنامه در تابستان برگزار شود؛ گویی احساس می‌کرد فرصت چندانی باقی نمانده است. نمایشگاه برای بیستم مهر در نظر گرفته شد، اما سرانجام بدون حضور صاحب آثار شکل گرفت. او در اواخر شهریور۱۴۰۳ در هشتادوپنج سالگی درگذشت.

یادی از مرتضی روحانی، نقاش و خوش نویس مشهدی | میزبان ایده های رنگارنگ

یادی از مرتضی روحانی، نقاش و خوش نویس مشهدی | میزبان ایده های رنگارنگ

گزارش خطا
ارسال نظرات
captcha
دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تائید توسط شهرآرانیوز در سایت منتشر خواهد شد.
نظراتی که حاوی توهین و افترا باشد منتشر نخواهد شد.